|
ای که بوي باران شکفته در هوايت ياد از آن بهاران که شد خزان به پايت شد خزان به پايت بهار باور من سايه بان مهرت نمانده بر سر من جز غمت ندارم به حال دل، گواهی ای که نور چشمم در اين شب سياهی چشم من به راهت هميشه تا بيايی باغ من بهارم بهشت من کجايی جان من کجايی کجايی که بی تو دل شکسته ام سر به زانوی غم نهادم به گوشه ای نشسته ام آتشم به جان وخموشم چوناي مانده از نوا مانده با نگاهی، به راهی، که ميرود به ناکجا... ای گل آشنا بی قرارم بيا واي ازاين غم جدايی... |
جهت تعجیل درفرج امام زمان (عج)صلوات
|